![]() |
![]() |
|
| سیری در دنیای زنده حیات وحش، تلاشی برای برقراری ارتباط با روح طبیعت |
|
خيليا فكر مي كنن كه حيوونا، حيوونند. (يعني حاليشون نيست). منم تا چند سال پيش همينطوري فكر مي كردم. بعدش يه خورده مودمم به طبيعت كانكت شد و فهميدم كه نه! در مجموعه نوشته روايت مهاجرت ميخام تجربه خودمو بنويسم، چيزايي كه خودم ديدمو باعث شد تو اون نظره كه اول گفتم تجديد نظر كنم. ... پاييز كه ميشه، بعد از اينكه كشاورزاي هنده خاله محصول برنجشونو درو كردند. بعضي از همين كشاورزا تو زمينشون با چوب و يه سري از گياهاي تالابي مثل ني (بهش ميگند لوله!) و ترب و لي (دو تا گياه به اسامي محلي كه اسم فارسيشونو نمي دونم) يه كومه سه قسمتي درست مي كنند، به ابعاد تقريبي سه متر در يك و نيم متر به ارتفاع حدودا يه متر. كومه سه قسمت داره: يكي براي نگهداري پرنده، يكي براي صيد و يكي جاي استراحت صياد. اين كومهه طوري درست ميشه كه از بيرون يه چيز معمولي به نظر میاد٬ مثل چيزايي كه معمولا تو روستا ديده ميشه. جاي كومه هم يه جايي اطراف محلي است كه چند روز ديگه پرنده هاي مهاجر توش جمع ميشند. اين جزئيات يادتون باشه چون به روايت مهاجرت ربط داره. جلوي كومه يه محوطه ايه كه در واقع تو فصل كشاورزي شاليزاره (به قول محليا: بيجار) ولي تو پاييز داخلش آب جمع ميشه، حدودا به عمق 30 تا 50 سانت. داخل اين محدوده يه توري كار مي ذارند كه باهاش پرنده مي گيرند. به اين توره مي گند خال و به كل مجموعه مي گند نماخال. ده بيست روز قبل از اينكه اولين پرنده هاي مهاجر بياند، صيادا داخل نماهاشون يه تعدادي اردك و غاز اهلي مي برند. بعد روزي چند بار به اونا غذا مي دند و همون موقع كه غذا مي دند سوت مي زنند. اينطوري پرنده ها كم كم ياد مي گيرند كه سوت=غذا و بنابراين از اين به بعد هر موقع سوت بزنند اردكا داد مي زنند و بدو بدو مياند جلوي كومه. اين اردكا معمولي نيستند. نژادشون يه چيزي بين اردكاي معمولي و اردكاي وحشيه و رفتارشون بينابين اين دو تاست. مثلا تا حدودي مي تونند پرواز كنند (اردكاي معمولي نمي تونند) از اون طرف زود ياد مي گيرند كه سمت صاحبشون برگردند (وحشيا به اين راحتي به چنين خفتي تن نمي دند!). يه ويژگي ديگشونم اينه كه بدنشون تركه ايه و مثل اهليا گوشتي و دفرمه و بي ريخت نيستند. محليا به اينا مي گند اردك نمايي. بعضيا فقط شغلشون توليد اردك نماييه. كولاك كه مي كنه (يعني: بارون كه مياد) اولين پرنده هاي مهاجر مياند ... بعضياشون از اون بالا يه تعدادي پرنده مي بينند كه يه جايي راحت نشسته اند و دارند غذا مي خورند. نرها هم از اون بالا يه سري ماده مي بينند كه دارند ناز مي كنند... ادامه دارد ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محسن نمکیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
طبیعت باید حفظ شود، نه صرفا به این خاطر که حفظ طبیعت حفظ اکوسیستمی است که ما به آن نیاز داریم.
طبیعت شکل تحریف نشده ای از زندگیست، همان چیزی که در دنیای امروز به ندرت پیدا می شود. از طریق طبیعت می توان با این شکل زندگی تماس برقرار کرد و نوعی از شعف حقیقی را تجربه کرد. طبیعت باید حفظ شود تا بشر از چنین تجربه نابی محروم نگردد. |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
درباره نویسنده اخبار پرندگان زیبای ما روایت مهاجرت |
| پیوندها |
|
انجمن حمایت از حیوانات |
|
RSS
|