تبليغاتX
طبیعت زنده

طبیعت زنده

سیری در دنیای زنده حیات وحش، تلاشی برای برقراری ارتباط با روح طبیعت

کمی درباره مهمونای جدید سلکه: غازها و یه مطلب کوتاه درباره بارون

غاز نامي عمومي براي طيف وسيعي از پرندگان، متعلق به خانواده Anatidae است. اين خانواده از پرندگان، شامل پرندگان بزرگتري چون قوها و نيز پرندگان كوچكتري چون اردك ها نيز مي شود. نام معادل فارسي براي اين خانواده مرغابي سانان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

خبر تکمیلی: سلکه پر از غاز شده!

يه كله كوچيك با چشاي خوشگل، يه منقار و يه جفت پاي پره دار صورتي و يه بدن با پرهاي خاكستري. اين ظاهرا تموم اون چيزي بود كه براي اولين بار توي بغلم گرفته بودم. يه غاز خاكستري...

ادامه مطلب را بخوانید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

چند خبر .... و یک خبر فوری

فكر كنم نصفه شب بود و من تو خونه مشغول كارهام بودم. يه دفعه از بيرون يكي از اون صداهايي كه منتظرشم رو شنيدم ... يه گله بزرگ غاز كه همه با هم داد مي زدند. اِ غَ غَ غَ غااز غاز غِغِغِغِززز ...

 

             

 

ادامه مطلب را بخوانید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

روایت مهاجرت 7

اگه يه موقعي يه جايي سعادتي نصيبتون شد و يه دسته قو ديديد كه نشسته اند ارزششو داره كه يه خورده بي خيال لباساتون بشيد و به شكم روي زمين بخوابيد. اگه اين كار رو كرديد شستن لباساتون بامن!

 

      

          اینم به خاطر بعضی دوستان که میگند عکس قو رو توی صفحه اول بذار. اون کوچولوهه هم چنگره که بعدا دربارش می نویسم.

ادامه مطلب رو بخوانید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

خبر فوری ... خبر فوری ... خبر فوری

تازه از تهران اومده بودم. داشتم به سگا غذا و داروشونو مي دادم كه بالاي سرم شنيدم كه يه چيزي گفت: قووووو قو قو ...

ادامه مطلب را بخوانید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

روایت مهاجرت 6

اگه فكر مي كنيد ديگه از اون بچه قو كتك نخوردم، سخت در اشتباهيد. البته دفعه بعد ديگه بچه كه نبود هيچ، اهل و عيال هم داشت و حسابي قاطي مرغا شده بود. اين بار موضوع براش ناموسي شده بود ...

ادامه مطلب را بخوانید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

حضور غیر عادی یه دسته طاووسک

اين روزا اگه يكي بياد سلكه و پيه يه خورده گلي شلي شدن رو به خودش بماله و تا پل بتني بياد، حدود بيست و هفت هشت تا پرنده پا دراز خوشرنگ ميبينه كه گردنشون و دمشون تيك داره و لاي علفاي يكي از شاليزاراي اون اطراف، از اينور به اونور مي رند. شايد اگه شانس بياره يه صداي ناله مانندي هم بشنوه.

نترسيد! خبر خاصي نيست، صداي هموناست ...

ادامه مطلب را بخوانيد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

روایت مهاجرت 5

تا اينجاي كار با هم يه مسير از روايت مهاجرت رو رفتيم. مسير «زمستان گذراني پرندگان مهاجر». قرار بود توي وبلاگم از طبيعت زنده بنويسم مگه نه؟ اونچيزي كه توي كومه هاي صيادي ...

ادامه مطلب را بخوانيد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

چند خبر

درناها در اراک ...

جای خالی خوتکاهای پرسفید ...

خوب شدن بال شکسته یک پرنده ...

و یه خبر درباره حضور غیر عادی طاووسکا در سلکه

در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  | 

روایت مهاجرت 4

پاشلكاي كوچيك (محليا بهش مي گند نوشت)، از پا آويزان شده بودند و بند پاشون تو دست عباس بود. يه نفر ديگه هم داشت باهاش مي رفت كه يه سيگار دستش بود...

ادامه مطلب را بخوانید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن نمکیان  |